وقتی میتوانید بگویید من سفری خوب به کیش داشتهام، که علاوه بر تفریح، با جاذبه های تاریخی و فرهنگی کیش هم آشنا شده باشید. بهترین جایی که میتوانم به شما برای این امر مهم معرفی کنم، فرهنگسرای سنایی کیش است. جایی که به صورت خلاصه اما کامل و بسیار مفید، میتوانید فرهنگ مردم کیش را بشناسید.
در این مطلب شما با خلاصهای از فعالیتهای فرهنگسرای سنایی کیش آشنا میشوید. خیلی اوقات شما برای تفریح به کیش میروید و برخی اوقات هدف شما از سفر به کیش بررسی این شهر و جزیره زیبا برای سرمایه گذاری است. در حالت اول شاید به آخرین چیزی که فکر کنید دیدن جاذبه های فرهنگی این شهر است، که البته سفر شما را بعد از یک یا دوبار سفر به کیش یک نواخت و حوصلهسربر میکند.

با خود میگویید چند بار ساحل و پاساژهای کیش را باید دید؟ این سوال و حالتی که شما دارید، چندان هم بیراه نیست. کسانی که کیش را به مقصد دائمی برای سفرهایشان انتخاب میکنند، عملا باید آن را به صورتی متفاوت با دیگر توریستها بشناسند. به طور کلی جاهای دیدنی کیش زیاد است و برای شناخت خلاصه و مفید یک شهر هیچ جا بهتر از فرهنگسراهای آن شهر نیست. اساسا فرهنگسراها برای همین موضوع پدید آمدهاند.
فرهنگسرای سنایی کیش کجاست
فرهنگسرای سنایی در قطب گردشگری شهر واقع شده است. در ساحل شرقی شهر که تفریحات آبی و ساحلگردیها و پاساژگردیها به اوج خود میرسد، با اندکی فاصله از ساحل به خیابان سنایی میرسید. خیابانی که همان طور که از اسمش پیداست به فرهنگ و هنر کیش اختصاص پیدا کرده است. از شمال شرقی کیش و دقیقا پشت مجتمع آوای خلیج فارس، شما میتوانید وارد خیابان سنایی شود و در انتهای این خیابان فرهنگسرای سنایی را ببینید.
فرهنگ مردم کیش و یک فرهنگسرای زیبا
فرهنگسرا و کتابخانه سنایی به واقع خلاصه فرهنگ مردم کیش است. اگر شما هم مانند من هر روز نیاز دارید که روزنامههای روز را ورق بزنید و چند صفحهای کتاب بخوانید و در سفرتان حتما با مردم آن دیار صحبت کنید؛ حتما در کنار مابقی تفریحاتتان باید سری به فرهنگسرای سنایی بزنید. من اولین باری که گذرم به این فرهنگسرا افتاد زمانی بود که از نشستن و انتظار کشیدن خسته شده بودم و قدم زنان راهم به این فرهنگسرای زیبا افتاد. همسرم رفته بود تا در پلاژ بانوان آفتاب بگیرد و من هم قدمی در اسکله تفریحی زدم و بعد خیلی اتفاقی فرهنگسرای سنایی را دیدم.
آن روز صدای نی انبان از این فرهنگسرا به گوش میرسید و من هم که عاشق صدای این سازم، جذب آن شدم. به فرهنگسرا پا گذاشتم و حجم عظیمی از آرامش، همراه با موسیقی و مطالعه مرا در بر گرفت. نمیدانم آن روز و هفتهای که ما سری به کیش زده بودیم، چه فستیوالی برپا بود که هم کنسرت موسیقی سنتی در فرهنگسرا برپا بود و هم یگ گالری جذاب از عکسهای مردم کیش، چشم نواز بازدید کنندگان بود.
همسرم که از آفتاب گرفتن برگشت پرسید: خوب چه کار کردی؟ و من هم در پاسخ گفتم: عشق کردم. بله هیچ چیز زیباتر از مردم ساده و بافرهنگ کیش نیست، که در گالری با من همکلام شدند و ساعاتی را با آنها به گپ و گفت پرداختم. فردا صبح ساعت ۱۰ بعد از خوردن صبحانه در هتل، روز خودم را با فرهنگسرای سنایی و مطالعه روزنامههای روز در قرائتخانه این فرهنگسرا شروع کردم . پیشنهاد میکنم در این فرهنگسرا عاشق کیش بشوید.