طلسم مومیایی کیش جایی برای تنوع از نوع دیگر

طلسم مومیایی

تنوع اصلی‌ترین نیازی است که انسان برای آن به سراغ سفر می‌رود. دیدنی های کیش یکی از متنوع‌ترین تجارب سفر را برای شما پدید می‌آورد. من در این جا از تجربه نسبتا بانمکم در سفر به کیش برای شما می‌گویم. تجربه‌ای که برای من نسبتا عجیب بود و مربوط به بازدید از طلسم مومیایی کیش می‌شد.

کسانی که با من سر و کار دارند می‌دانند آدم درونگرایی هستم و به قول یکی از دوستانم، بعد از سفر به مریخ، به هیجان آوردن من یکی از سخت‌ترین کارهای ممکن است.

در سفر آخرم به کیش که با جمع بزرگی از دوستانم همراه بودم، دوستان کشفی کردند که کمی برای من دردسر ساز شد. من از قدم زدن در ساحل و دیدن غروب و غواصی و ماهیگیری خیلی لذت می‌برم و اصلا گروه خونم با دیدن جایی مانند طلسم مومیایی و قلعه وحشت یکی نیست، اما پسر دوستم که نوجوانی بسیار پر انرژی است، هیچ کدام از این دست تفریحات را نادیده باقی نمی‌گذارد. از این رو در کیش هم نه یک بار چندبار با پدر و مادرش به سراغ دیدن طلسم مومیایی و قلعه وحشت رفتند و هر بار هم با رنگ مثل گچ دیوار می‌آمدند و از سرهای بریده و خون روی دیوار پخش شده حرف می‌زدند. برای نوجوانی مانند پسر دوستم نمی‌دانم این چه کیفی داشت؛ تا این که بلایی به سرم آوردند که کاملا حس و حالشان را درک کردم.

من از غواصی بسیار لذت بخش به  هتل برگشته بودم . هر کس که در کیش به غواصی رفته است می‌داند چه کار انرژی‌بری است. تقریبا خرد و خمیر، دوش گرفتم و روی تخت افتادم. پسر رفیقم آمد و گفت عمو امشب باید بریم طلسم مومیایی و من هم گفتم حرفش را هم نزن من نمیام.

و این بار هم من سر شب شام نخورده خوابیدم و آنها رفتند سر بریده و دست قطع شده ببینند. حدود ساعت ۱۲ شب بود که کسی تکانم داد گفت بلند شو هوا بسه من هم که از خواب پریده بودم تا بیام به خودم بیاییم رفیقم رفته بود از دم در که فقط یک چراغ آن را روشن می‌کرد، بلند می‌گفت کمک. من خودم را به در رساندم و دوستم را دیدم که روی شکم روی زمین افتاده بود. دور تا دورش را خون گرفته بود دست انداختم تا بلندش کنم که ناگهان یک چیز سیاه پوش، با کله اسکلت پرید روم و از آن طرف هم دوست در خون غلتیده من هم با یک جهش پرید رویم.

حالا بشنوید از من که جا بجا غش کردم و افتادم زمین، تنها چیزی که یادم بود چند دقیقه بعد بود که دوستم با پسرش در حال ماساژ دادن شانه و دست من بودن که به هوش بیایم. بیدار که شدم گفتم آخه این چه کاریه؟ الان لذت بردید من را از حال بردید؟ و آنها گفتند ما  فکر نمی‌کردیم تو آنقدر شجاع باشی و هِرهِر زدند زیر خنده. گفتند: پس معلوم شد چرا با ما طلسم مومیایی نمی‌آیید؟ می‌ترسی پس‌بیفتی. من هم گفتم: خوب که چی می‌ترسم دیگه.

فردا اتاقم را عوض کردم و تا آخر سفر هم نه با آنها طلسم مومیایی رفتم و نه جای دیگر. هر بار هم که ریز ریزی می‌خندیدند و می‌گفتند ببخشید، من می‌گفتم خیلی خرید خیلی.

اگر این مطلب رو دوست داشتید به دوستانتان معرفی کنید

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی linkedin
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp

نظرات و نقد بررسی

اشتراک گذاری
اطلاع از
guest
0 دیدگاه
بازخورد داخلی
مشاهده همه نظرات
وب‌سایت کیش بوک با هدف ارائه تجربه‌ای منحصربه‌فرد از سفر به جزیره کیش راه‌اندازی شده است. از این رو تمام تلاش ما بر این هدف استوار است که اطلاعاتی دقیق، به‌روز و جذاب را بدون نگاه جانب‌دارانه و جهت‌گیری‌های تبلیغاتی و خاص، از نقاط گوناگون جزیره کیش در اختیار شما بگذاریم.

تخفیف تورهای کیش

همین الان از تخفیف 70% تورهای کیش بهره مند شوید

ثبت رزرو هتل

برای رزرو هتل و دریافت تخفیف فرم زیر را پر کنید

کد هتل : 2718

ثبت درخواست تور

برای رزرو تور و دریافت تخفیف فرم زیر را پر کنید